ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )
152
الفهرست ( فارسى )
كرده بود . او هم به تمام چيزهائى كه معاويه خواسته بود جواب داد . معاويه امر كرد آنها را با انتساب آن بعبيد بن شريه بنويسند . عبيد بن شريه تا دوران عبد الملك بن مروان زنده بود . و اين كتابها از اوست : كتاب الامثال . كتاب الملوك و اخبار الماضين . نام كسانى كه از عبيد بن شريه روايت كردهاند كيّس نمرى ، و فرزندش زيد بن كيس « 1 » . لسين جرهمى . و عبد ود جرهمى . علاقة بن كرشم « 2 » كلابى از بنى عامر بن كلاب . و در دوران يزيد بن معاويه حيات داشت ، و بسرگذشت عرب و گفتارشان آگاه و از كسانى بود كه مآثر عرب از وى نقل « 3 » گرديد ( و يزيد او را در شبنشينهاى خود درآورد ) . و از كتابهاى اوست : كتاب الامثال - در حدود پنجاه ورق ، و من آن را ديدهام . صحار عبدى از خوارج ، و نامش صحار بن عباس ، و يكى از دانايان نسب و خطيبان دوران معاوية بن ابو سفيان بود . و با دغفل سرگذشتهائى داشت . وى از طرفداران عثمان و از طائفه عبد القيس بود و دوسه حديث هم از پيغمبر صلعم روايت كرده ، و كتاب الامثال از اوست . شرقى بن قطامى كنيهاش ابو المثانى كلبى ، و نامش وليد بن حصين ، يكى از نسابان و راويان اخبار و انساب و ديوانهاى عرب است . و يوسفى او را دروغگو نوشته و از اصمعى روايتى دارد كه برخى از راويان به او گفته بودند كه از شرقى پرسيدم كه عرب در نمازگزارى بر مردگان خود چه مىخواندند ، جواب داد ، نمىدانم من به او گفتم اين شعر را مىخواندند : ما كنت وكواكا و لا ابن آفك « 4 » * رويدك حتى يبعث الخلق باعثه « 5 » چيزى نگذشت كه ( من ) روز جمعه او را در مقصوره ديدم كه در اينباره سخنسرائيهايى داشت . و شرقى در غريب نيز داراى قصيدهايست .
--> ( 1 ) ف اين جمله را بعد از لسين جرهمى آورده . ( 2 ) ف ( كريم ) . ( 3 ) جب ( احدث ) ف ( اخذ ) . ( 4 ) ف ( اويل ) . ( 5 ) ترسو نبودى و فرزند دروغين نبودى پس صبر كن تا روز رستاخيز فرارسد .